واژه‌جو
معنی برخوردار، بهره‌ور، بهره‌مند، حظیظ، رستی‌خوار، کامران، کامیاب، متلذذ، متنعم، مستفید، منتفع ≠ بی‌نصیب، محروم | واژه‌جو