برخور/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(بَ خُ) (ص فا.) ۱- بهره مند. ۲- شریک، انباز.مترادفها و واژههای مرتبطبرخوردار، بهرهمند، بهرهور، متمتع، منتفعواژه قبلی: برخوابهواژه بعدی: برخورد