برد یمنی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
برد یمنی . [ ب ُ دِ ی َ م َ ] (اِ مرکب ) برد یمانی : اکنون سد [ ذوالقرنین ] بمانند برد یمنی است خطی سیاه و یکی سرخ و یکی زرد. (تفسیر ابوالفتوح رازی ). سرور جمله ٔ اثواب ز روی معنی هست برد یمنی لبس رسول مختاری . نظام قاری . و رجوع به برد یمانی شود.