بردابرد/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(بَ بَ) ۱- (اِمر.) آشوب، غوغا. ۲- (شب جم.) دور شو!مترادفها و واژههای مرتبطآشوب، غوغا، فتنهواژه قبلی: برد عجوزواژه بعدی: بردابرد زدن