برداشتن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(بَ تَ) (مص م.) ۱- بلند کردن ۲- تحمل کردن. ۳- گرفتن. ۴- دزدیدن. ۵- از میان بردن. ۶- فراگرفتن.مترادفها و واژههای مرتبطبا خود بردن، همراه بردناخذ کردن، گرفتنبرداشت کردنواژه قبلی: برداشت کردنواژه بعدی: بردبار