بردمیدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. دَ دَ) (مص ل.) ۱- دمیدن. ۲- طلوع کردن. ۳- پدید شدن.مترادفها و واژههای مرتبطدمیدنسر زدن، طلوع کردن ≠ غروب کردنرستن، روییدن، سبز شدن ≠ خشکیدنواژه قبلی: بردمندهواژه بعدی: بردمیده