بردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(بُ دَ) [ په. ] (مص م.) ۱- پیروز شدن. ۲- تحمل کردن.مترادفها و واژههای مرتبطجا به جا کردن، حمل کردن، منتقل کردن، حرکت دادن ≠ آوردنسود بردن، نفع کردن ≠ ضرر کردن، زیان کردنبرد کردنواژه قبلی: بردمیدهواژه بعدی: بردنگ