واژه جو

برذنة

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

برذنة. [ ب َ ذَ ن َ ] (ع مص ) غلبه نمودن . ◄ درماندن در جواب . ◄ برفتار اسب تاتاری رفتن . (منتهی الارب ). ◄ سنگین شدن مرد. و اشتقاق برذون از این کلمه است . (از اقرب الموارد).

معنی برذنة | واژه جو