واژه جو

برزوغ

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

برزوغ . [ ب ُ ] (ع اِ) برزغ . برزاغ . جوان تمام با گوشت . (منتهی الارب ). جوان ستبراندام . و رجوع به برزاغ شود.

معنی برزوغ | واژه جو