برزگر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(بَ گَ) (ص فا.) زارع، کشاورز. برزیگر هم گویند.مترادفها و واژههای مرتبطحارث، دهقان، رعیت، زارع، کشاورز، کشتگر ≠ اربابواژه قبلی: برزکارواژه بعدی: برزیدن