برز/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(بَ) (اِ.) ۱- کار، عمل. ۲- کشت، زراعت.(بُ) (اِ.) ۱- بلندی. ۲- قد، قامت. ۳- شکوه، عظمت.مترادفها و واژههای مرتبطبالا، قد، قامتتنه، ساقهارتفاع، بلندی، پشتهواژه قبلی: برروشنواژه بعدی: برزخ