برشته/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(بِ رِ تِ) (ص مف.) ۱- بریان شده. ۲- تف داده، بو داده. ۳- پخته.مترادفها و واژههای مرتبطبریان، بلال، پخته، تفتداده، تفتیدهواژه قبلی: برشتنواژه بعدی: برشتوک