واژه‌جو

برش

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(بُ رِ) ۱- (اِمص.) بریدن، بریدگی. ۲- کنایه از: زرنگی، کاردانی و توانایی زیاد در انجام کاری. ۳- (اِ.) روش بریدن پارچه متناسب با لباس مورد نیاز.

(بُ) [ روس. ] (اِ.) خوراک آبداری از گوشت، کلم، چغندر و احیاناً هویج. نوعی سوپ روسی.

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی برش | واژه‌جو