برعکس/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(بَ عَ) [ فا - ع. ] (ق مر.) برخلاف، به عکس آن چه گفته شد.مترادفها و واژههای مرتبطباژگونه، وارو، وارونه، واژگونهبرخلاف، برضدبالعکسواژه قبلی: برعمیاءواژه بعدی: برغ