برغلانیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(بَ غَ دَ) (مص م.) = ورغلانیدن: برانگیختن، تحریض کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(بَ غَ دَ) (مص م.) = ورغلانیدن: برانگیختن، تحریض کردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
برغلانیدن . [ ب َ غ َ دَ ] (مص مرکب ) برانگیختن . (برهان ) (ناظم الاطباء). آغالانیدن . (فرهنگ فارسی معین ). برآغالیدن . انگیختن . (انجمن آرا). تحریض نمودن . (انجمن آرا) (ناظم الاطباء). تحریض نمودن شخص باشد بکاری و فعلی و آنرا بعربی اغراء گویند. (برهان ) (آنندراج )(ناظم الاطباء). احماش . (یادداشت مؤلف ). برافژولیدن . (یادداشت مؤلف ). ورغلانیدن . (فرهنگ فارسی معین ).