برغور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
برغور. [ ب ُ ] (اِ) برغول . (فهرست مخزن الادویه ). بلغور. حشیش است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ) (فهرست مخزن الادویه ). رجوع به حشیش و بلغور شود. ◄ گندم نیم آس کرده است . (فهرست مخزن الادویه ). رجوع به بلغور شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
برغور. [ ب ُ ] (اِ) برغول . (فهرست مخزن الادویه ). بلغور. حشیش است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ) (فهرست مخزن الادویه ). رجوع به حشیش و بلغور شود. ◄ گندم نیم آس کرده است . (فهرست مخزن الادویه ). رجوع به بلغور شود.