برفند
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
برفند. [ ب َف َ ] (اِ) ترفند. مکر و حیله و فریب . (آنندراج ). حیله و فریب و خیانت و غدر. (ناظم الاطباء). ◄ گفتار ناشایسته . (آنندراج ). سخن ابلهانه . (ناظم الاطباء). ◄ ظرف و جای عمیق . (آنندراج ). جای عمیق و ژرف . (ناظم الاطباء). خندق . (آنندراج ). دره و خندق . (ناظم الاطباء). ◄ عمارت محراب دار. (آنندراج ). بنای هلالی شکل مانند رومی و شیروانی . (ناظم الاطباء). ◄ لشکر و فوج . (آنندراج ). سپاه . ◄ منطقه و کمربند. (ناظم الاطباء).