برق زدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانتیروژمترادفها و واژههای مرتبطدرخشیدن، متلالو شدن، تلالو داشتنواژه قبلی: برقواژه بعدی: برقرار