برقرار
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
تأسیسشده، بنانهاده، جاافتاده، پابرجای، جا خوش کرده، ریشه کرده، پادار، استوار، باز، دیرینه، تعیینشده، تجویزشده، جاویدان، متمادی غیرقابلفسخ، مقطوع، تغییرناپذیر، مسلم، بیچونوچرا، برگشتناپذیر، بدونبحث، فسخناپذیر، بطلانناپذیر، قطعی معتبر، قانونی، درست، صحیح، تأییدشده، بحثناپذیر، مقرر، مقررشده، مصوب تثبیتشده، پذیرفتهشده، مقبول، مشمول رایج، متداول، مرسوم