برلیان
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(بِ رِ) [ فر. ] (اِ.) الماس تراش داده شده.<br>
فرهنگ فارسی معین
(بِ رِ) [ فر. ] (اِ.) الماس تراش داده شده.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
برلیان . [ ب ِ رِل ْ ] (از فرانسوی، اِ) الماس تراش داده از تمام جهات بمنظور زیبایی و تلألؤ بیشتر و عرضه به بازار. در تراش الماس بشکل برلیان معمولاً همان روش اصلی تبلور الماس را تبعیت می کنند (روش کوبیک ) و معمولاً در این تراش از شکلهای مختلفی که بلور الماس در برشهای روش اصلی و یا ماکْلهای آن می توانند بگیرند، استفاده می کنند. (فرهنگ فارسی معین ).
مترادف و متضاد واژهدان
الماستراشخورده، الماس خوشتراش، الماس شفاف براق، درخشان، درخشنده، شفاف
واژگان فارسی سره واژهدان
فرالماس، فرابگین
فرهنگ نامهای فارسی
نام زنانه