برمخیده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
برمخیده . [ ب َ م َ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) مخالف و خودرای و عاق و عاصی شده . (برهان ). فرزند عاق که فرمان مادر و پدر نبرد. (اوبهی ) : مر او را یکی برمخیده پسر ز مهر جهان بر پدر کینه ور. ابوشکور. و رجوع به برمخیدن شود.