برمس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
برمس . [ ب ِ م ُ ] (اِ) صبر. (تحفه ٔ حکیم مؤمن ) (فهرست مخزن الادویة). نباتی است که او را منسوب به جزیره ای که منبت اوست کنند، و برخی گویند که بوصبر در منافع بدل برمس، و صورت هردو بهم مشابه است . (از تذکره ٔ داود ضریر انطاکی ).
برمس . [ ب ُ م ُ ] (اِخ ) از نواحی اسفرایین از اعمال نیشابور است . (از معجم البلدان ).