برنشستن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. نِ شَ تَ) (مص ل.) ۱- سوار شدن. ۲- نشستن بر تخت شاهی.واژه قبلی: برنشستواژه بعدی: برنشیت