برهم زدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. زَ دَ) (مص م.) ۱- مضطرب کردن. ۲- پریشان کردن. ۳- سرنگون کردن.مترادفها و واژههای مرتبطبه همزدن، زیرورو کردن، مخلوط کردنپراکنده کردن، پراکنده ساختن، آشفته کردن، پریشان کردناز نظم انداختن، ایجاد اختلال کردن، بینظم کردن، مختل کردنواژه قبلی: برهم خوردنواژه بعدی: برهما