برهم/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(بَ هَ) (ص مر.) ۱- فراهم آمده، جمع شده. ۲- پریشان، مضطرب.مترادفها و واژههای مرتبطآمیخته، انباشته، انبوهپریش، پریشان، درهم، مضطربشوریده، مضطربواژه قبلی: برهانواژه بعدی: برهم بسته