برهنه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(ب ِ رَ نِ) [ په. ] (ص.)۱ - لخت، عریان. ۲- آشکار، پدیدار، فاش.مترادفها و واژههای مرتبطپتی، عاری، عریان، عور، لاج، لخت، نامستور ≠ پوشیده، مستورفقیر، مستمند، بینوا، تنگدستواژه قبلی: برهمنواژه بعدی: برهنگی