واژه جو

برکاویدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

برکاویدن . [ ب َ دَ ] (مص مرکب ) کاویدن . کندن و کاویدن . ◄ قطعه کردن و بخش کردن جامه و خربوزه . (ناظم الاطباء). ◄ برکاریدن . رجوع به برکاریدن و کاریدن شود.

معنی برکاویدن | واژه جو