برکسون
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
برکسون . [ ] (اِ مرکب ) برکستوان . کژآغند که بر اسبان جنگی پوشند. (لغات دیوان نظام قاری ص ١٩٦ و ٤٤). و رجوع به برگستوان شود. ♦ برکسون دار ؛ برگستوان دار : روز پوشیدن رختست و بهار و صحرا برکسون دار کجا استر رهوار کجاست ؟ نظام قاری . برکسوندار نباید که بود صاحب ریش در کتاب نمدی یافته اند این اخبار. نظام قاری . رجوع به برگستواندار شود.