برکم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
برکم . [ ب َ ک َ ] (اِ) بازداشتن و منع. (برهان ) (ناظم الاطباء). ◄ (ص ) بازداشته : اندرین کوهسار پرگوهر اگرامروز مانده ای برکم . مسعودسعد. ◄ بازدارنده و منعکننده . (برهان ) (ناظم الاطباء). بژکم . (برهان ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
برکم . [ ب َ ک َ ] (اِ) بازداشتن و منع. (برهان ) (ناظم الاطباء). ◄ (ص ) بازداشته : اندرین کوهسار پرگوهر اگرامروز مانده ای برکم . مسعودسعد. ◄ بازدارنده و منعکننده . (برهان ) (ناظم الاطباء). بژکم . (برهان ).