برکنار
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
متروک، ناباب، قدیمی، استفادهنشده
متروک، فروگذاشته، ازدور خارجشده، ازکارافتاده، بهدردنخور، متروکه، مهجور، کاملا مستهلک شده، سوخت شده، غیرقابل استفاده آشغال، دورریز، دورانداخته اخراج شده ناباب، کهنه، مندرس، مستعمل، فرسوده، زهوار دررفته، فکسنی، لکنته، دربوداغان، اوراق، اوراقی، قراضه، اسقاط، اسقاطی، بلااستفاده، بیمصرف، بدون کاربرد، وازده، مردود بایر، ویران کنارگذاشتهشده، بایگانیشده رهاشده، متروک، نگهدارینشده، واگذارشده، واگذارده مدفون، فراموششده