برگذار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
برگذار. [ ب َ گ ُ ] (اِمص مرکب ) انجام . اجرا. (فرهنگ فارسی معین ). ◄ عرض . (فرهنگ فارسی معین ) (ناظم الاطباء). ◄ (اِ مرکب ) انعام . عطیه . بخشش . (از آنندراج ) (ناظم الاطباء) : برده بودم پیش جانان تحفه ٔ جانم بدست برگذار مختصربوده نکرد از من قبول . ابومعانی . ◄ (ص مرکب ) عابر. رهگذر : از آن او بجایست و ما برگذار که چون ما نکاهد وی از روزگار. اسدی . سخن به که ماند ز ما یادگار که ما برگذاریم و او پایدار. (ازسندبادنامه ص ٢٩). و رجوع به برگذر شود.