برگرفته
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
برگرفته . [ ب َ گ ِ رِ ت َ / ت ِ ](ن مف مرکب ) برداشته شده . مأخوذ. ◄ ربوده . ◄ برچیده . ◄ حمل شده . نقل شده . ◄ قبول شده . پذیرفته . مقبول . ◄ پوشانده شده . ◄ رانده . محوشده . تراشیده . (فرهنگ فارسی معین ). ◄ کسی که دستگیری او کرده باشند. نواخته . پرورده . و بدین معنی اکثر ازخاک برگرفته مستعمل است . (از آنندراج ) : چون قطره برگرفته ٔ خود را جهان سلیم بر آسمان رساند و از کف رها کند. محمدقلی سلیم (از آنندراج ). و رجوع به برگرفتن شود. ◄ برافراشته . ♦ برگرفته دنب ؛ که دم خود بلند داشته باشد چون سگ و اسب و جز اینها: صیادی سگی معلَّم داشت، ازین پهن بری، باریک ساقی، لاغرمیانی، فربه سرینی، افگنده گوشی، برگرفته دنبی . (سندبادنامه ص ٢٠٠).