برگزین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
برگزین . [ ب َ گ ُ ] (ن مف مرکب ) مخیّر. (دهار). پسندیده شده . ◄ منتخب .انتخاب شده . (ناظم الاطباء). برتر. مرجح : سپهدار با لشکر و گنج و تاج بدیدند آن برگزینان چاج . فردوسی . بدست وی اندر فراوان سپاه تبه گردد از برگزینان شاه . فردوسی . گرچه زبعد همه آمده ای در جهان از همه ای برگزین بر همه کس افتخار. خاقانی . تخییر؛ برگزین کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (دهار).