بریان/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(بِ) (ص.) ۱- برشته. ۲- کباب شده.مترادفها و واژههای مرتبطبرشته، تفته، کباب، مسمن، بلال، تفتیده ≠ آبپزملتهب، مضطرب، پرسوزوگدازواژه قبلی: بری ءواژه بعدی: بریج