بریدن
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(بُ دَ) [ په. ] ۱- (مص م.) جدا کردن، پاره کردن. ۲- پیمودن، سپردن. ۳- نقب زدن، حفر کردن.۴ - (مص ل.) خسته شدن، بی انگیزه شدن.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(بُ دَ) [ په. ] ۱- (مص م.) جدا کردن، پاره کردن. ۲- پیمودن، سپردن. ۳- نقب زدن، حفر کردن.۴ - (مص ل.) خسته شدن، بی انگیزه شدن.