بریده
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(بُ دِ) (ص مف.) ۱- قطع کرده، جدا شده. ۲- شکافته شده. ۳- زخم شده. ۴- ختنه شده. ۵- خسته و ناتوان شده.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(بُ دِ) (ص مف.) ۱- قطع کرده، جدا شده. ۲- شکافته شده. ۳- زخم شده. ۴- ختنه شده. ۵- خسته و ناتوان شده.