واژه جو

بزاد برآمدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بزاد برآمدن . [ ب ِ ب َ م َ دَ ] (مص مرکب ) (از: ب + زاد + برآمدن ) بسیارساله شدن . سالخورده شدن . بزرگسال شدن . کهل شدن . مکاهله . تبدین . اسنان . (تاج المصادر بیهقی ). تذکیة. کِبَر. (از دهار).

معنی بزاد برآمدن | واژه جو