بزاعة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بزاعة. [ ب َ ع َ ] (ع مص ) ظریف و ملیح و باکیاست گردیدن کودک . (ناظم الاطباء). ظریف و ملیح خاستن کودک . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ظریف شدن . (تاج المصادر بیهقی ).
بزاعة. [ ب ُ / ب ِ ع َ ] (اِخ ) شهری است مابین حلب و منج . (منتهی الارب ). و رجوع به معجم البلدان شود.