بزاق/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(بُ) [ ع. ] (اِ.) آب دهان، ترشحاتی که از غدد زیر زبانی ایجاد میشود.مترادفها و واژههای مرتبطآبدهان، تف، خدو، خیوواژه قبلی: بزازیواژه بعدی: بزان