بزرافشان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بزرافشان . [ ب َ اَ ] (نف مرکب ) بزرافشاننده . آنکه تخم افکند. آنکه تخم پراکند در مزرعه . (یادداشت بخط دهخدا). ◄ (اِ مرکب ) ظرفیت زمین برای هر مقدار تخم را بزرافشان آن زمین گویند. مساحت و توانائی زمین برای مقدار تخمی که در آن کاشته میشود، یا مقدار تخمی که در مزرعه ای توان کاشتن . مقداری تخم که افشانند در مزرعه : بزرافشان این مزرعه یک خروار است ؛ یعنی یک خروار تخم در آن توان کاشت . زمینی با یک خروار بزرافشان . بزرافشان فیروز بهرام صد خروار است . (از یادداشتهای دهخدا).