بزرک
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(بَ رَ) (اِ.) دانة گیاه کتان که از آن روغن گیرند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(بَ رَ) (اِ.) دانه گیاه کتان که از آن روغن گیرند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بزرک . [ ب َ رَ ] (اِ) دانه ایست که از آن روغن چراغ گیرند و بعربی کتان گویند. (مجمعالفرس ) (فرهنگ شعوری )(انجمن آرای ناصری ) (برهان ). تخم کتان و هر تخم خردو کوچک . (ناظم الاطباء). بزر کتان . کشدانک . کتان . تخم وش . بذر کتان . زغیر. یانه . (یادداشت بخط دهخدا). ♦ روغن بزرک ؛ روغن تخم کتان . (یادداشت بخط دهخدا).