بزرگ امید
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بزرگ امید. [ ب ُ زُ اُم ْ می ] (اِخ ) نام حکیمی است که استاد و پرورنده ٔ پرویزبن انوشیروان بود. (برهان ). بروایت نظامی گنجوی معلم و مؤدب خسروپرویز بود. (فرهنگ فارسی معین ) : بزرگ امید پیش پیل سرمست بساعت سنجی اصطرلاب در دست . نظامی . بزرگ امید خردامید گشته به لرزانی چو برگ بید گشته . نظامی . بزرگ امید نامی بود دانا بزرگ امید از عقل و توانا. نظامی . بزرگ امید از این معنی خبر یافت شه نو را بخلوت جست و دریافت . نظامی .
بزرگ امید. [ ب ُ زُ اُم ْ می ] (اِخ ) کیابزرگ امید. رجوع به کیابزرگ امید و بزرگ امید رودباری شود.
بزرگ امید. [ ب ُ زُ اُ / اُم ْ می ] (اِ مرکب ) امید بزرگ . بزرگ آرزو : بتا تا مرگ جان تو ببرده ست بزرگ امید من با تو بمرده ست . (ویس و رامین ). که ای از تو بزرگ، امید مردان مرا از خود بزرگ امید گردان . نظامی .
فرهنگ نامهای فارسی
نام مردانه