بزرگ خویشتنی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بزرگ خویشتنی . [ ب ُ زُ خوی / خی ت َ ] (حامص مرکب ) تکبر کردن . خود را بزرگ دیدن : اگر کلب غضب را طاعت داری در تو تهور و ناپاکی ... و بزرگ خویشتنی ... پدید آید. (کیمیای سعادت ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بزرگ خویشتنی . [ ب ُ زُ خوی / خی ت َ ] (حامص مرکب ) تکبر کردن . خود را بزرگ دیدن : اگر کلب غضب را طاعت داری در تو تهور و ناپاکی ... و بزرگ خویشتنی ... پدید آید. (کیمیای سعادت ).