بزرگ زادگی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بزرگ زادگی . [ ب ُ زُ دَ / دِ ] (حامص مرکب ) حالت و چگونگی بزرگ زاده . فرزند مردی بزرگ بودن . نژاده بودن . نسب از بزرگان داشتن . نجابت . اصالت . (ناظم الاطباء) : ازبهر بزرگ زادگی تو... ترا حقی گزاریم . (تاریخ بیهقی ). که تو سلطان و راعی ما نیستی ازبهر بزرگ زادگی تو که دست تنگ شده و بر ما اقتراحی کنی ترا حقی گذاریم . (تاریخ بیهقی ص ٣٩).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی