بزرگوار/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(بُ زُ) (ص مر.) ۱- شریف، محترم. ۲- باشکوه، با جلال.مترادفها و واژههای مرتبطارجمند، بلندقدر، سرور، شرافتمند، شریف، عالیقدر، عظیمالشان، فخیم، گرامی، مجید، محترم، معز، معظم، مفخم، مکرم، نبیل، نبیه، والاگهر ≠ بیشرف، حقیر، ذلیل، زبونواژه قبلی: بزرگ سالواژه بعدی: بزغ