بزری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بزری . [ ب َ ] (ص نسبی ) نسبت به بزر و آن دانه ایست که از آن روغن می گیرند. (از انساب سمعانی ).
بزری . [ ب َ را ] (ع ص ) زن سینه برآمده ٔ پشت درآمده . (ناظم الاطباء).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بزری . [ ب َ ] (ص نسبی ) نسبت به بزر و آن دانه ایست که از آن روغن می گیرند. (از انساب سمعانی ).
بزری . [ ب َ را ] (ع ص ) زن سینه برآمده ٔ پشت درآمده . (ناظم الاطباء).