بزشکی کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوملغتنامه دهخدا ـ ویرایش دومبزشکی کردن . [ ب ِ زِکی ک َ دَ ] (مص مرکب ) طبابت کردن . (ناظم الاطباء).واژه قبلی: بزشکی نمودنواژه بعدی: بزغ