بزقنج
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بزقنج . [ ب ُ ق ُ ] (اِخ ) دهی از دهستان ابقورات بخش حومه ٔ شهرستان بیرجند. سکنه ٦٩٠ تن . آب آن از قنات و محصول آن غلات، زعفران و عناب و شغل اهالی زراعت و گله داری و قالیچه بافی است . از کلاته عبداﷲ میتوان ماشین برد. مزرعه ٔ ده نوک، تزوک، تک لون جزء این ده است . (از فرهنگجغرافیایی ایران ج ٩).