بزنجرد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بزنجرد. [ ب ُ زَ ج ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان شهرنو بالاولایت باخرز بخش طیبات شهرستان مشهد.دامنه و معتدل است و سکنه ٔ آن ٢١٢ تن است . آب آن ازقنات و محصول آن غلات و زیره است . شغل اهالی زراعت وراه آن مالرو است . (از فرهنگجغرافیایی ایران ج ٩).
بزنجرد. [ ب ُ زَ ج ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان شش تراز بخش خلیل آباد شهرستان کاشمر. محلی جلگه و گرمسیر است و ٧٩٦ تن سکنه دارد. آب آن از رودخانه و محصول آن غلات و میوه جات و زیره ٔ سبز است . شغل اهالی زراعت و گله داری و قالیچه بافی است و راه مالرو دارد. مزرعه ٔ اسدآباد و فتح آباد جزء این ده است . (از فرهنگجغرافیایی ایران ج ٩).