بزن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(بِ زَ) (ص مر.) ۱- دلاور، شجاع. ۲- (فع.) دوم شخص مفرد امر حاضر از «زدن».مترادفها و واژههای مرتبطبهادر، جنگاور، دلاور، دلیر، شجاع، یکهبزن ≠ بخورجنگی، دعوایی، کتککار ≠ کتکخورپرزور، زورمند، قوی، نیرومند ≠ ضعیف، ناتوانواژه قبلی: بزمگاهواژه بعدی: بزن بهادر